دیپلماسی عمومی به مجموعهای از ابتکارات حمایت شده توسط دولت گفته میشود که با هدف ارتباط مستقیم با مردمان و اشخاص فرامرزی اجرایی میشود. هدف از پیاده سازی دیپلماسی عمومی این است که گروه و افکار خاصی از مردم و خارجیان را تحت تأثیر قرار دهیم تا حمایت یا همراهی آنها را برای اهداف استراتژیک دولت به دست آورند.
دیپلماسی عمومی شامل رویکردهای مختلفی است، از جمله بیانیههای تصمیمگیرندگان، کمپینهای هدفمند سازمانهای دولتی وهر نوع تلاش برای متقاعد کردن رسانههای بینالمللی برای نمایش مطلوب سیاستهای رسمی.
دو طبقه بندی اصلی برای دیپلماسی عمومی تعریف شده است.مورد اول ، برندسازی یا ارتباطات فرهنگی است، که در آن دولتها تلاش میکنند تا وجهه جهانی خود را بهبود ببخشند، بدون اینکه لزوماً به دنبال حمایت برای اهداف سیاست آنی خود باشند. هدف استراتژی های برندسازی، پرورش ادراکات مثبت، ایجاد حسن نیت، و تسهیل همکاری در موضوعات مختلف، کمک به روابط بلندمدت است.
مورد دوم شامل استراتژی هایی برای دستیابی به نتایج فوری تر است که اغلب به آن حمایت سیاسی می گویند. برخلاف برندسازی، کمپین های حمایت سیاسی از دیپلماسی عمومی برای جلب حمایت خارجی برای اهداف سیاست فوری استفاده می کنند. این ممکن است شامل تشویق مردم خارجی برای حمایت یا مخالفت با رهبران کشورهای دیگر یا جلب حمایت از استراتژیهای اتحاد نظامی باشد. در برخی موارد، دیپلماسی عمومی برای بیاعتبار کردن دشمنان به کار میرود و از مردم خارجی میخواهد با رهبرانی که از منافع استراتژیک فرستنده فاصله دارند، مخالفت کنند.
منتقدان پیشنهاد کردهاند که دیپلماسی عمومی اساساً تعبیری برای تبلیغات است و به دلیل تمایز چالشبرانگیز آنها در عمل، این اصطلاحات به جای یکدیگر استفاده میشوند. علیرغم مفاهیم منفی مرتبط با تبلیغات، دیپلماتهای عمومی فعالانه تلاش میکنند تا بهعنوان تامینکنندگان صرف تبلیغات تلقی نشوند.
از نظر تاریخی، نمونه هایی مانند تلاش های دیپلماسی عمومی در دوران جنگ سرد ایالات متحده برای متقاعد کردن مخاطبان اروپایی و کمپین حمایت سیاسی کویت در سال 1990 برای جلب حمایت ایالات متحده علیه عراق، کاربردهای متنوع این استراتژی ها را نشان می دهد. در پیمایش این چشم انداز، دیپلمات های عمومی برای ایجاد اعتبار، ایجاد روابط، و انتقال مؤثر پیام ها بدون اینکه به عنوان یک پروپاگاندا تلقی شود، تلاش می کنند.

بدون دیدگاه