مقدمه
دیجیتالیشدن، روحیه کارآفرینی و چابکی برای چرخش سریع، باعث شده تا استارتآپها بهعنوان شرکای بالقوه شرکتها در نظر گرفته میشوند.
بهمنظور بهرهگیری از ابتکارات نوآورانه استارتاپها، شرکتهای بزرگ به دنبال ایجاد مدلهای تعاملی سودمند با شرکتهای نوپا هستند
بااینحال، در تمام این ابتکارات، یک مانع بزرگ باقیمانده است. چگونه برندهای بزرگ در وهله اول روش مناسب برای مشارکت با استارتآپها را شناسایی میکنند؟
در این مقاله، ۸ نوع روش متداول مدل تعامل بین استارتاپها – شرکتها را تشریح میکنیم و مزایا و محدودیتهایی را ارائه میدهیم. مزایا و معایب هر روش را بسنجید و مدل مناسب را انتخاب کنید!
فهرست محتوا
حمایت مالی
شرکت اسپانسر یک رویداد خاص برای تعامل با اکوسیستم استارتاپی میشود.
فواید:
- آگاهی از برند
- دسترسی به رویدادهایی که شرکت را در معرض اکوسیستم استارتآپی قرار میدهد.
معایب:
- مشکل ردیابی فواید ملموس
- جدول زمانی ثابت
- تعدد حامیان مالی رویدادها
- قرارگیری در مجموعه خاصی از استارتاپها
- نبود مسیر روشن برای توسعه خطوط جدید درآمدی
کارآفرینی تقاضامحور (Reverse Pitching)
در این مدل، شرکت میزبان رویدادهایی است تا مشکلات، چالشهای تجاری و عملیاتی خود را در معرض استارتاپها قرار دهد و از این طریق به استارتآپ اجازه میدهد تا راهحلهایی پیشنهاد دهد.
فواید:
- منبعیابی سریع راهحلهای بالقوه برای یک چالش واقعی
- ایجاد ارتباط با استارتاپها
- افزایش آگاهی از برند در اکوسیستم استارتاپی
معایب:
- حضور و پوشش تعداد محدودی از استارتآپها
- محدود به زمان و مکانی که در آن رویداد برگزار میشود
- محدودیت و مشکل در تعریف دقیق مشکل
- تمرکز بر نوآوری تدریجی
منتورینگ
شرکت منابعی را در قالب برنامههای منتورینگ فراهم میکند، بنابراین روابط پایدار با استارتآپها ایجاد میکند.
فواید:
- قرارگرفتن در معرض فناوری و استعدادهای نوظهور
- شناسایی فرصتهای سرمایهگذاری و همکاریهای بالقوه
- بازگشت به جامعه استارتاپی
معایب:
- مزایای ملموس کم در مراحل اولیه استارتاپ
- تلاش قابلتوجه برای بازگشت سرمایه غیرقابلپیشبینی
برنامه شتابدهنده شخص ثالث / مرکز رشد (Incubator)
شتابدهنده استارتاپی سازمانی است که توسط کارآفرینان باتجربه ایجاد شده است تا به شرکتهای در مراحل اولیه کمک کند، محصول خود را توسعه دهند، مدل کسبوکار خود را ارتقا دهند و با سرمایهگذاران ارتباط برقرار کنند.
فواید:
- دسترسی فوری به مجموعهای از استارتاپهای با کوچ خوب
- جستجوی آسان استارتاپها به لطف برنامههای بخشبندی شده در صنعت
معایب:
- هیچ جدول زمانی مشخصی بدون ساختار یا انتظارات بهوضوح تعریف شده وجود ندارد
- با نیازهای خاص شرکت سازگار نیست.
برنامه شتابدهنده شرکتی / مرکز رشد
یک انکوباتور یا مرکز رشد که توسط یک شرکت اداره میشود، با هدف توسعه ایدههای سودآور بالقوه و ارائه محیطهای حمایتی برای کارآفرینان، استارتآپها و شرکتهای بزرگ است.
فواید:
- متناسب با نیازها و چالشهای شما
- فرصتی برای سوقدادن راهحلهای استارتاپها به سمتی که به نفع شرکت شما باشد
معایب:
- نیاز به زمان و تلاش قابلتوجهی برای تهیه استارتآپهای مرتبط دارد
- از نظر مدیریت تغییر محدود است؛ زیرا اغلب از بقیه شرکت جدا است
- دشواری در یافتن استعداد مناسب برای اجرای برنامه شتابدهنده / انکوباتور
- ایجاد پروندههای تجاری دشوار است
- هزینه کلی بالا
سرمایهگذاری شرکتی
به معنای سرمایهگذاری وجوه شرکتی در استارتآپهای خارجی است. هدف، کسب مزیت رقابتی راهبُردی و بازده مالی بالقوه است.
فواید:
- دارابودن اختیار معامله
- ایجاد تنوع در فعالیتهای اصلی شرکت
- برقرار ارتباط با اکوسیستم ارتباط و قرارگیری در معرض فناوری و استعدادهای نوظهور
- امکان هدایت مسیر استارتآپها
- فناوری امن
- همافزایی
معایب:
- ممکن است بخشی از هدف کوتاهمدت و میانمدت یک شرکت بهخصوص در زمان رکود اقتصادی نباشد.
چالش نوآوری باز
رقابتی که استارتآپها را تشویق میکند تا مرتبطترین و مبتکرانهترین راهحلهای خود را برای حل مشکل یک شرکت ارائه دهند. میتواند برای مخاطبان گستردهای از ذینفعان داخلی و خارجی باز باشد.
فواید:
- ROI بالا با شناسایی بهترین کانالهای acquisition
- نرخ مشارکت بالا
- افزایش آگاهی از برند از طریق قرارگرفتن در معرض مخاطبان گسترده
معایب:
- مسیرهای محدود برای بردن ایدهها به مرحله بعدی پس از یک چالش
- بسته به بازه زمانی چالش، زمانی که شما از مجموعهای از نوآوران با کیفیت بالا استفاده نمیکنید، امکانپذیری و کیفیت ایدهها ممکن است کاهش یابد.
مشارکت/POC (Proof of Concept)
این مشارکتها بین شرکتها و استارتآپها به اشکال مختلفی از جمله سرمایهگذاری، انکوباسیون و قراردادها انجام میشود.
فواید:
- چابکی استارتآپها امکان حرکت سریع از طریق نمونهسازی، توسعه و استقرار محصول را فراهم میکند.
- دسترسی استارتآپها به آخرین فناوری، امکان ایجاد محصولات پیشرو در صنعت را فراهم میکند
- تجربه بهتر مشتری
معایب:
- ثبات تضمین نمیشود؛ زیرا اکثر استارتاپها ریسکپذیر هستند و عدم اطمینان را پذیرفتهاند
- شرکتها باید مقدار قابلتوجهی از منابع و پشتیبانی را برای توسعه محصول فراهم کنند
- تلاش زیاد برای حرکت به سمت رویکرد agile
قدم بعدی؟
پس از شناخت جزئیات هریک از مدل های تعامل شرکت با استارتاپ، باید مزایا و معایب انتخاب های برتر خود را بسنجید و در نهایت مدلی را انتخاب کنید که به بهترین وجه با سازمان شما مطابقت دارد.
قبل از انتخاب مدل مناسب، مطمئن شوید که در مورد چارچوب تعامل و همسویی آن با اهداف شرکت و نمودار تعهد منابع مدلهای مختلف CSE به خوبی تحقیق کرده اید.

بدون دیدگاه