از نون و پنیر و چای شیرین ایرانی تا بیکن آمریکایی، داستان یک استراتژی
در دهه ۱۹۲۰، شرکت غذایی راش میخواست بیکن بیشتری بفروشد؛ بنابراین ادوارد برنیز را استخدام کرد.
برنیز «پدر روابطعمومی مدرن»، یکی از جذابترین شخصیتهای روابطعمومی در دوران پس از جنگ جهانی است. برادرزاده زیگموند فروید، خود پیشگام استفاده از روانشناسی در طیف گستردهای از تلاشهای بازاریابی، از تبلیغات دولتی گرفته تا سیگارهای Lucky Strike بود.
وقتی نوبت به افزایش تقاضا برای بیکن رسید، برنیز فرصت را در میز صبحانه دید!
در آغاز قرن بیستم، صرف یک صبحانه سَبک در آمریکا عادی بود. اکثر مردم قهوه و رول، شاید مقداری غلات میخوردند.
بنابراین، برنیز از پزشک آژانسش پرسید (بله، آژانس روابطعمومی او یک پزشک در اختیار داشت) آیا یک وعدهغذایی مفصلتر در صبح برای سلامت مردم بهتر است؟ پزشک گفت بله – انرژی بیشتر در شروع روز چیز خوبی است.
سپس برنیز از دکتر خواست تا به ۵۰۰۰ نفر از دوستان پزشکش نامه بنویسد و بپرسد که آیا موافق مفصل ترشدن وعدهغذایی آمریکاییها هستند یا خیر. بیش از ۴۵۰۰ نفر پاسخ دادند و بر این باور بودند که صبحانه مفصلتر باعث انرژی و نشاط بیشتر میشود.
این کار داستان و خوراک لازم را در اختیار برنیز قرار دارد!
از آن به بعد تیتر روزنامهها به این موضوع اختصاص داده شد: «۴۵۰۰ پزشک، از آمریکاییها میخواهند صبحانههای مفصلتری بخورند تا سطح سلامت خود را بهبود بخشند». بسیاری از آنها همچنین بیکن و تخممرغ را بهعنوان صبحانه کامل و مقوی یاد کردند.
اما نظرسنجی برنیز درسهای بازاریابی ماندگاری دارد. او بهجای اینکه بخواهد مستقیماً محصول خود را بفروشد یا تبلیغ کند، به کارشناسانی مراجعه کرد که مشتریانش به آنها اعتماد داشتند تا داستان را بیان کنند. او مشکلی را برای مصرفکنندگان برجسته کرد و به آنها اجازه داد بهعنوان راهحل به محصول او اشاره کنند.
امروزه ۷۰ درصد بیکن در وعده صبحانه مصرف میشود. بیکن و تخممرغ یک ترکیب نمادین آمریکایی است. ما ایرانی ها که به نون و پنیر و سنگگ راضی هستیم اما قطعا همه آمریکایی ها از ادوارد برنیز تشکر میکنند!

بدون دیدگاه